بيسکوئيت
زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود، تصميم گرفت براي گذراندن وقت کتابي خريداري کند. او يک بسته بيسکوئيت نيز خريد و بر روي يک صندلي نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.
ادامه نوشته
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 18:24 توسط فتحی
|